مادربزرگ حواسش به شمعدانی ها بود
گاه حتی همین که
چرخی میزد کنار حوض
نگاهشان،میکرد کافی بود
برای قد کشیدنشان
بعدها فهمیدم
عشق مراقبت میخواهد
چیزی مثل زمزمه ی اینکه:
حواست به من باشد
برچسب: مادربزرگ رفت,مادربزرگ شعر,مادربزرگ گم کرده ام,مادربزرگ حسین پناهی,مادربزرگ مهربانم,مادربزرگ مرد,مادربزرگ عزیزم,مادربزرگ و تبسم,مادربزرگ و پدربزرگ,مادربزرگ حضرت زینب,
نویسنده: علی رضوانی
تاريخ: پنجشنبه
22 مهر
1395 ساعت: 4:20